سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
بهمن بی صدای امسال 1390 - کاش که با هم باشیم
کاش که با هم باشیم
 
چهارشنبه 20 بهمن 89 :: 11:4 عصر :: نویسنده : فلفل نمکی

باشدتا بدانی که همیشه دنیا بر وفق مرادت نیست .


و باشد تا بدانی که خداوندی در این نزدیکی است که تو را می بیند .


باشد که این قدر مقاوم شوی .


تا در برابر سهمگین ترین طوفان ها هم به ایستی .


باشد تا دیگر متکبر نشوی در زمین خدایی که تو را آفرید .


سرت  را پایین بگیر .


و خاک را نگاه کن .


همین پست ترین عالم .


پست نه . متواضع . خاشع .


باشد تا بدانی که بعضی اوقات باید خاک گونه زیست .


خاک گونه .


 


 


 


 


یا علی




موضوع مطلب :

دوشنبه 18 بهمن 89 :: 11:43 عصر :: نویسنده : فلفل نمکی

نمی خواهم انقلاب و جنگ برایم بشود  قصه های عجیب و غریب و باور نکردنی .


نمی خواهم انقلاب و جنگ برایم فقط در چند آهنگ یار دبستانی و وطنم وطنم خلاصه شود .


من دوست ندارم انقلامان و جنگ هشت ساله مان در تکان دادن پرچم بالای سرم ظاهر شود .


و هر سال فقط بیست و دوی بهمن باشد که من یادم بیاید که جنگی بود . شهیدی بود . جوانی بود . عشقی بود . بچه ای بود . شکنجه ای بود . شیرینی بود . تلخی بود .


من بچه ی نسل چهارمی . میدان آزادی را به عنوان یک میدان می دانم و امام را یک مرد رویایی و آرمانی که هیچ کس به  پایش نمی رسد . ( مگر آقا )


من بچه ی نسل چهارمی حالا که می خواهم سی و چند سالگی انقلاب را جشن بگیرم باز باور نمی کنم بچه هایی بوده اند


 که روزی در همین شهر نمی دانم با چه انگیزه ای در خیابان ها می ریختند و شعار می دادند .


من نمی خواهم همه چیز را شعار و قصه های باور نکردنی ببینم .


و هر سال در بیست و دوی بهمن انقلاب را مثل یک فیلم از جلوی چشمانم عبور دهند و من بنشینم  و فقط نظاره کنم .


گاهی شاد شوم . گاهی خشمگین . گاهی ناراحت . و وقتی هم چراغ ها را روشن کردند پرده ی سفید را جلویم نظاره کنم .


من بچه ی نسل چهارم این انقلابم . و هنوز برایم گنگ است تصاویری را که این روز ها می بینم ، حرف هایی را که می شنوم ، و حتی سرود هایی را که می خوانم .


ما نسل چهارمی ها همگی از این که روزی این قصه ها و رشادت ها یادمان برود می ترسیم .


 


 


 


و من هر روز دلهره دارم که مبادا نسل چهارمی بشوم که فقط ننگ را بر پیشانی دیوار های آجری این شهر بگذارد .


 


 


 


 


یا علی مدد


 


 




موضوع مطلب :

دوشنبه 18 بهمن 89 :: 11:43 عصر :: نویسنده : فلفل نمکی

نمی خواهم انقلاب و جنگ برایم بشود  قصه های عجیب و غریب و باور نکردنی .


نمی خواهم انقلاب و جنگ برایم فقط در چند آهنگ یار دبستانی و وطنم وطنم خلاصه شود .


من دوست ندارم انقلامان و جنگ هشت ساله مان در تکان دادن پرچم بالای سرم ظاهر شود .


و هر سال فقط بیست و دوی بهمن باشد که من یادم بیاید که جنگی بود . شهیدی بود . جوانی بود . عشقی بود . بچه ای بود . شکنجه ای بود . شیرینی بود . تلخی بود .


من بچه ی نسل چهارمی . میدان آزادی را به عنوان یک میدان می دانم و امام را یک مرد رویایی و آرمانی که هیچ کس به  پایش نمی رسد . ( مگر آقا )


من بچه ی نسل چهارمی حالا که می خواهم سی و چند سالگی انقلاب را جشن بگیرم باز باور نمی کنم بچه هایی بوده اند


 که روزی در همین شهر نمی دانم با چه انگیزه ای در خیابان ها می ریختند و شعار می دادند .


من نمی خواهم همه چیز را شعار و قصه های باور نکردنی ببینم .


و هر سال در بیست و دوی بهمن انقلاب را مثل یک فیلم از جلوی چشمانم عبور دهند و من بنشینم  و فقط نظاره کنم .


گاهی شاد شوم . گاهی خشمگین . گاهی ناراحت . و وقتی هم چراغ ها را روشن کردند پرده ی سفید را جلویم نظاره کنم .


من بچه ی نسل چهارم این انقلابم . و هنوز برایم گنگ است تصاویری را که این روز ها می بینم ، حرف هایی را که می شنوم ، و حتی سرود هایی را که می خوانم .


ما نسل چهارمی ها همگی از این که روزی این قصه ها و رشادت ها یادمان برود می ترسیم .


 


 


 


و من هر روز دلهره دارم که مبادا نسل چهارمی بشوم که فقط ننگ را بر پیشانی دیوار های آجری این شهر بگذارد .


 


 


 


 


یا علی مدد


 


 




موضوع مطلب :

دوشنبه 18 بهمن 89 :: 12:24 صبح :: نویسنده : فلفل نمکی

تاس که می اندازیم .


اگر شش نیاریم . بازی را باخته ایم .


یعنی نباخته ایم . نمی توانیم وارد صفحه ی دایره دایره  شویم .


بعد که وارد صفحه ی منچ می شوی . هزاران نفر به خونت تشنه اند و می خواهند تو را حذف کنند .


می خواهند با مهری شان . بزنند بر سر مهره ات .  پرتت کنند از صفحه بیرون .


و بعد یک خنده ی مستانه و بعد شیرینی یک برد با حذف یک رقیب.


باید حواست را جمع کنی که سه مهره ی بیرون را بیاوری تو و مواظبشان باشی عین همان مهره ی اول  .


و وای به حال روزی که هر چه تاس بیندازی شش نمی آوری و نمی آوری و نمی آوری تا موقعی که همه ی بازیکنان لذت بازی را برده اند و تو ماندی و سه مهره ی بی مصرف .


و به دایره هایی زل می زنی که شبیه چاله شده اند و تو به این فکر می کنی  که چطور باید همه را از این چاله ها بگذرانی .


همه لذت می برند .  و تو تنها نشسته ای روبه روی صفحه ی پر چالش منچ و به این فکر می کنی که چرا باید تاس عدد شش را به تو نشان بدهد . تازه اگر دلش بخواهد یا نخواهد .


بعضی وقت ها زندگی کردن پر چالش می شود . و تو هر چه تاس میندازی شش نمی آوری .


زندگی می ماند  با یک عالمه آرزو  و خیال و مهره  . . . . .


و بازیکنانی که منتظرند تو پایت را بگذاری در اولین چاله .


 


 


 


 


و فلفل این روز ها پایش گیر کرده در یکی از چاله  های صفحه ی زندگی و هر چه هم تاس میندازد شش نمی آورد که نمی آورد .


چرا دیگران خودشان را زدند به کوری و انگار نمی ینند که یکی اینجا پاگیر شده و مانده  است چکار کند بین این چاله ها .


 


 


 


 


یا صاحب الزمان


 




موضوع مطلب :

جمعه 15 بهمن 89 :: 11:31 عصر :: نویسنده : فلفل نمکی

از مادر می پرسم من وقتی می خواستم به دنیا بیایم چقدر گریه کردم ؟


می گوید : زیاد  . . .


می گویم پس چرا حالا می خندم ؟


سرش را می گیرد  پایین ،  جوابی ندارد .


من بغض می کنم  .


و بعد اشک .


نمی دانم چرا دیگر اشک هایم مزه ندارند .


شاید مزه ی دیگری لای دندان هایم گیر کرده باشند .


 


 


 


 


 


پینوشت :


 مسواک باید زد .


دندان ها را باید شست .


جور دیگر باید دید .


 


 


 


 


یا امام حسن .


 




موضوع مطلب :

1   2   3   4   >   
 
درباره وبلاگ



پیوندها
تسنیم دخملی بارا نی
خاطرات دکتر بالتازار
نقل و نبات
قیچی جان جان جان
بی یار
اقلیم احساس
MaJnOoN 00
شاپرک های تب زده
کانون فرهنگی شهدا
هم اسم فلفل نمکی . . . فاطمه سادات
سامع سوم
عاری فا (عقش من)
موج اف ام
آنــــــــابنا
عمه ساقی
دکتر علی حاجی ستوده
پلاک 40
سمیرای عزیزم
فولی عزیز دل فلفل نمکی
خواهر کوثر
هدی عزیز دل فل فل نمکی
و خدایی که در این نزدیکی است
حنا، دختری با مقنعه
عبدو ی من
یک نفس عمیــــــــــق
بزرگترین و برترین وبلاگ دخترونه ی خاورمیانه
آزاد اندیشان
داستان نویس
آدم باطله ها
حاج آقا مسئلةٌ
شیوانا
غزال
بنتی نمکی
شجی 1
ولایت
ستوده ی قلب من . . .
برای خاطر آیه ها
بسم ارب العشاق
استادی به نام محمد رضا ترکی
نرگسی ورژن 2
حرفنگستان فرهنگ
زهرای همکلاسی
رنگِ ردٌِ غمِ پاییز
وبلاگ کلاس دومی ها
عطا
چوب کبریت
عادله
سپیده ی سحر
رسی حان
نگین بانو
وبلاگ کلاس پروژه ی فرهنگ
هستی عزیزم
همکلاسی ها شاید
وبلاگ کلاس کامپیوتر فرهنگ
مریم
آیکاس
نجمه ی خودم
انجمن ادبی تو فرهنگ (ادبستان )
ظهور عشق
رسی . . .فقط رسی . . . .من رسی رو بیشتر دوست دارم
فیل کوچولو ی فل فل
نرگسی
لیلا عزیزه
یاسی جوو و و و و و و و و و و ون
دیدی مهربون
ضحی با حاله
نیکی جون
یلدا دوستی ذتازه وارد
کتاب نیوز
بروبچز روشنگری
طلبه . ضد . بی پایان
مهلا نوشت
راحیل
بهترین قالب های وبلاگ

لوگو



آمار وبلاگ
بازدید امروز: 79
بازدید دیروز: 102
کل بازدیدها: 30520







 


کد موزیک برای وبلاگ نویسان

کد آهنگ تیتراژ نابرده رنج