سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
دی 90 - کاش که با هم باشیم
کاش که با هم باشیم
 
چهارشنبه 28 دی 90 :: 2:48 صبح :: نویسنده : فلفل نمکی

طبیب من !


حال دلم بد است .


چاره ای .  . .


 


 


 


 


 


 


یا طبیب




موضوع مطلب :

یکشنبه 25 دی 90 :: 1:55 عصر :: نویسنده : فلفل نمکی

می شود همین که می بینی .


وضعیت خط خطی من .


وقتی که پاک کن نگاه پاکش را دریغ می کند.


می شود همین . . . .


یک سفیدی با خط های سیاه . . . .


یا نه . . .


یک سیاهی پر از خط های سفید . . .


ولی به هر حال مداد جان . . .


می خواستم بگویم اینجا بدجور داغت به دلمان مانده ،


هر چه می کنیم این داغ لعنتی تو از روی پیشانی سیاه ( یا سفید )  ما پاک نمی شود که نمی شود .


زود تر بیا شاید خودت ، رد پای خودت را از روی این پیشانی خط خطی پاک کنی . . . .


در این حوالی دیگر به نگاه پاک کن ها هم امیدی نیست . . . .


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


یا علی


 


 


 


 


 




موضوع مطلب :

چهارشنبه 21 دی 90 :: 2:21 صبح :: نویسنده : فلفل نمکی

دیوار تابلوی عکس رویش را که به آن میخ شده بود قلقلک داد .


دخترک توی عکس سرش را تکان تکان داد .


از شدت خنده نقش فرش شد .


دیوار دلش را گرفت و خندید .


خانه فرو ریخت .


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


یا علی




موضوع مطلب :

پنج شنبه 15 دی 90 :: 1:28 صبح :: نویسنده : فلفل نمکی

با دست هایم کله ی کچلت را نگه می دارم   . سفت سفت . دستم را می گذارم دور کله ی زبر و کچلت که حالا بدجور یخ کرده   . می چرخی ، می چرخی ، می چرخی .


هی مثل دیوانه ها کله ات را می چرخانی   . می گویم نکن . سرگیجه گرفتم . گوش نمی دهی اما   . با دست هایم کله ی کچلت را نگه می دارم . چشم به چشمان آبی ات می دوزم . می گویم  :


آرام بگیر زمین جان ! آرام بگیر کمی . . .  از یک چشمت باران می بارد و از چشم دیگرت برف . سبیل های سبزت خشک شده مثل چوپ . چقدر شکسته شده ای .


یک بوسه بر کله ی ناصاف و زبرت می زنم و می گویم . کمی بایست آخر .


کوچولوی خاکی من !


گردالی نا آرام من !


این قدر نبار که اشک آدم برفی ام در آمد . این خورشید لعنتی اصلا تو را به حساب نمی آورد بین این همه رقیب  . زحل را ببین ! چه قدر زیبا شده . کمربند نقره ای دامادی اش را ببین .


مشتری با این غیرتش مگر می گذارد که خورشید تو را حتی نگاه کند ؟


کره خاکی کوچک من !


این قدر به دور این خورشید لعنتی نچرخ . این منظومه اسمش لیلی و مجنون نیست . این منظومه را به نام  خورشید زده اند . این منظومه اسمش شمسی است . نه شمسی و زمین   .


آخر تو را با این شپش های روی سرت که تند تند راه می روند و برای تنهایی ات سیگار می کشند که می خواهد ؟


آخ تنهای من !


حتی شپش های روی کله ی کچلت هم به فکر تو نیستند . به فکر چشمان آبی ات که بدجوری از این همه دود می سوزد . این دور باطل را رها کن . خورشید این روز ها بدجور سرش گرم است .


سرش داغ است . و تو را با این کله ی کچل بی مویت و آن شپش های مشغول و بی حوصله نمی بیند . من بغلت می کنم . گرمت می کنم . برایت از ابر ها شیر داغ درست می کنم .


این قدر دست هایم را دور کله ات نگه می دارم که داغ داغ شوی .


تو فقط آرام بگیر


من تمام این منظومه را به نامت می کنم. . . 


 . . . تمام این منظومه را با آن خورشید لعنتی اش


 


 



 



 


 


 


 


 


یا علی مددی 


 




موضوع مطلب :

پنج شنبه 8 دی 90 :: 11:6 عصر :: نویسنده : فلفل نمکی

می آیند همش جلوی چشمانم رژه می روند .


هی بالا و پایین می شوند . ادا در می آورند . زبان در می آورند . صورتشان را کج و کوله می کنند .


مغزم را با آن انگشتان نازکشان قلقلک می دهند . منم ، دلم هررررری می ریزد و آن ها انگار نه انگار  . انگار     نه     انگار  . . .


وقتی شعر می خوانم هم همش جلویم ادا و اصول در می آورند و بغ می کنند می نشینند گوشه ی ذهنم .


اولین کلمات شعر را که می خوانم همشان شروع می کنند به بلند شدن و سر و صدا کردن و اعتراض کردن .


شعر می گوید :" سنگین از نگفتنم . . . "


و من سرم را به شدت تکان تکان می دهم که یعنی من هم . من    نیز    هم . . . .


بعد آن ها دوباره شروع می کنند به جیغ زدن و سر و صدا کردن . یکیشان می اید جلوی چشمانم و مظلومانه می گوید ما را داری حیف کنی با این کارهایت . من که صدایش


را نمی شنوم . فقط لب خوانی می کنم . دهانش باز و بسته می شود . من از لای لب هایش حرفش را بیرون می کشم . حیف را و مارا . . . . .


آه کلمات کوچولوی من . . . . سوژه ی حرف های بی محتوای من . . . . آرام بگیرید چند لحظه . . . . آرام . . . چقدر با این کارهایتان اذیتم می کنید .


آرام نمی گیرند که تا من این کاغذ سفید را بر ندارم . تا من نشان دهم که نمی توانم . نشان دهم که می ترسم .


آخ آخ آخ . . . .


سنگین از نگفتنم و آن ها هیچ نمی فهمند  . . .


هیچ . .  .


 


 


 


 


چقدر با کاغذ و خودکار غریبه شده ام . . .


کلمات کوچولوی من . . . .


 


 


 


 


 


 


 


 


 


یا علی




موضوع مطلب :

1   2   >   
 
درباره وبلاگ



پیوندها
تسنیم دخملی بارا نی
خاطرات دکتر بالتازار
نقل و نبات
قیچی جان جان جان
بی یار
اقلیم احساس
MaJnOoN 00
شاپرک های تب زده
کانون فرهنگی شهدا
هم اسم فلفل نمکی . . . فاطمه سادات
سامع سوم
عاری فا (عقش من)
موج اف ام
آنــــــــابنا
عمه ساقی
دکتر علی حاجی ستوده
پلاک 40
سمیرای عزیزم
فولی عزیز دل فلفل نمکی
خواهر کوثر
هدی عزیز دل فل فل نمکی
و خدایی که در این نزدیکی است
حنا، دختری با مقنعه
عبدو ی من
یک نفس عمیــــــــــق
بزرگترین و برترین وبلاگ دخترونه ی خاورمیانه
آزاد اندیشان
داستان نویس
آدم باطله ها
حاج آقا مسئلةٌ
شیوانا
غزال
بنتی نمکی
شجی 1
ولایت
ستوده ی قلب من . . .
برای خاطر آیه ها
بسم ارب العشاق
استادی به نام محمد رضا ترکی
نرگسی ورژن 2
حرفنگستان فرهنگ
زهرای همکلاسی
رنگِ ردٌِ غمِ پاییز
وبلاگ کلاس دومی ها
عطا
چوب کبریت
عادله
سپیده ی سحر
رسی حان
نگین بانو
وبلاگ کلاس پروژه ی فرهنگ
هستی عزیزم
همکلاسی ها شاید
وبلاگ کلاس کامپیوتر فرهنگ
مریم
آیکاس
نجمه ی خودم
انجمن ادبی تو فرهنگ (ادبستان )
ظهور عشق
رسی . . .فقط رسی . . . .من رسی رو بیشتر دوست دارم
فیل کوچولو ی فل فل
نرگسی
لیلا عزیزه
یاسی جوو و و و و و و و و و و ون
دیدی مهربون
ضحی با حاله
نیکی جون
یلدا دوستی ذتازه وارد
کتاب نیوز
بروبچز روشنگری
طلبه . ضد . بی پایان
مهلا نوشت
راحیل
بهترین قالب های وبلاگ

لوگو



آمار وبلاگ
بازدید امروز: 85
بازدید دیروز: 102
کل بازدیدها: 30526







 


کد موزیک برای وبلاگ نویسان

کد آهنگ تیتراژ نابرده رنج