|
کاش که با هم باشیم
|
|
||
|
طبیب من ! حال دلم بد است . چاره ای . . .
یا طبیب موضوع مطلب : می شود همین که می بینی . وضعیت خط خطی من . وقتی که پاک کن نگاه پاکش را دریغ می کند. می شود همین . . . . یک سفیدی با خط های سیاه . . . . یا نه . . . یک سیاهی پر از خط های سفید . . . ولی به هر حال مداد جان . . . می خواستم بگویم اینجا بدجور داغت به دلمان مانده ، هر چه می کنیم این داغ لعنتی تو از روی پیشانی سیاه ( یا سفید ) ما پاک نمی شود که نمی شود . زود تر بیا شاید خودت ، رد پای خودت را از روی این پیشانی خط خطی پاک کنی . . . . در این حوالی دیگر به نگاه پاک کن ها هم امیدی نیست . . . .
یا علی
موضوع مطلب : دیوار تابلوی عکس رویش را که به آن میخ شده بود قلقلک داد . دخترک توی عکس سرش را تکان تکان داد . از شدت خنده نقش فرش شد . دیوار دلش را گرفت و خندید . خانه فرو ریخت .
یا علی موضوع مطلب : با دست هایم کله ی کچلت را نگه می دارم . سفت سفت . دستم را می گذارم دور کله ی زبر و کچلت که حالا بدجور یخ کرده . می چرخی ، می چرخی ، می چرخی . هی مثل دیوانه ها کله ات را می چرخانی . می گویم نکن . سرگیجه گرفتم . گوش نمی دهی اما . با دست هایم کله ی کچلت را نگه می دارم . چشم به چشمان آبی ات می دوزم . می گویم : آرام بگیر زمین جان ! آرام بگیر کمی . . . از یک چشمت باران می بارد و از چشم دیگرت برف . سبیل های سبزت خشک شده مثل چوپ . چقدر شکسته شده ای . یک بوسه بر کله ی ناصاف و زبرت می زنم و می گویم . کمی بایست آخر . کوچولوی خاکی من ! گردالی نا آرام من ! این قدر نبار که اشک آدم برفی ام در آمد . این خورشید لعنتی اصلا تو را به حساب نمی آورد بین این همه رقیب . زحل را ببین ! چه قدر زیبا شده . کمربند نقره ای دامادی اش را ببین . مشتری با این غیرتش مگر می گذارد که خورشید تو را حتی نگاه کند ؟ کره خاکی کوچک من ! این قدر به دور این خورشید لعنتی نچرخ . این منظومه اسمش لیلی و مجنون نیست . این منظومه را به نام خورشید زده اند . این منظومه اسمش شمسی است . نه شمسی و زمین . آخر تو را با این شپش های روی سرت که تند تند راه می روند و برای تنهایی ات سیگار می کشند که می خواهد ؟ آخ تنهای من ! حتی شپش های روی کله ی کچلت هم به فکر تو نیستند . به فکر چشمان آبی ات که بدجوری از این همه دود می سوزد . این دور باطل را رها کن . خورشید این روز ها بدجور سرش گرم است . سرش داغ است . و تو را با این کله ی کچل بی مویت و آن شپش های مشغول و بی حوصله نمی بیند . من بغلت می کنم . گرمت می کنم . برایت از ابر ها شیر داغ درست می کنم . این قدر دست هایم را دور کله ات نگه می دارم که داغ داغ شوی . تو فقط آرام بگیر . من تمام این منظومه را به نامت می کنم. . . . . . تمام این منظومه را با آن خورشید لعنتی اش
یا علی مددی
موضوع مطلب : می آیند همش جلوی چشمانم رژه می روند . هی بالا و پایین می شوند . ادا در می آورند . زبان در می آورند . صورتشان را کج و کوله می کنند . مغزم را با آن انگشتان نازکشان قلقلک می دهند . منم ، دلم هررررری می ریزد و آن ها انگار نه انگار . انگار نه انگار . . . وقتی شعر می خوانم هم همش جلویم ادا و اصول در می آورند و بغ می کنند می نشینند گوشه ی ذهنم . اولین کلمات شعر را که می خوانم همشان شروع می کنند به بلند شدن و سر و صدا کردن و اعتراض کردن . شعر می گوید :" سنگین از نگفتنم . . . " و من سرم را به شدت تکان تکان می دهم که یعنی من هم . من نیز هم . . . . بعد آن ها دوباره شروع می کنند به جیغ زدن و سر و صدا کردن . یکیشان می اید جلوی چشمانم و مظلومانه می گوید ما را داری حیف کنی با این کارهایت . من که صدایش را نمی شنوم . فقط لب خوانی می کنم . دهانش باز و بسته می شود . من از لای لب هایش حرفش را بیرون می کشم . حیف را و مارا . . . . . آه کلمات کوچولوی من . . . . سوژه ی حرف های بی محتوای من . . . . آرام بگیرید چند لحظه . . . . آرام . . . چقدر با این کارهایتان اذیتم می کنید . آرام نمی گیرند که تا من این کاغذ سفید را بر ندارم . تا من نشان دهم که نمی توانم . نشان دهم که می ترسم . آخ آخ آخ . . . . سنگین از نگفتنم و آن ها هیچ نمی فهمند . . . هیچ . . .
چقدر با کاغذ و خودکار غریبه شده ام . . . کلمات کوچولوی من . . . .
یا علی موضوع مطلب : |
آرشیو وبلاگ
اولین نوشته ها
خرداد 1389 تیر 89 مرداد 89 شهریور 89 مهر ماه اشتباهی 1390 آن آب ( آ بان ) 1390 آذر ماه من 1390 دی و ننه سرمایش 1390 بهمن بی صدای امسال 1390 اسفند 89 آغاز ماه پایانی فروردین تنبلی هایش فروردین 90 ماه بهشتی اردیبهشت 90 خرداد 90 تیر 90 مرداد 90 شهریور 90 مهر 90 آبان 90 آذر 90 دی 90 بهمن 90 اسفند 90 فروردین 91 اردیبهشت 91 آخرین مطالب
پیوندها
تسنیم دخملی بارا نی
خاطرات دکتر بالتازار نقل و نبات قیچی جان جان جان بی یار اقلیم احساس MaJnOoN 00 شاپرک های تب زده کانون فرهنگی شهدا هم اسم فلفل نمکی . . . فاطمه سادات سامع سوم عاری فا (عقش من) موج اف ام آنــــــــابنا عمه ساقی دکتر علی حاجی ستوده پلاک 40 سمیرای عزیزم فولی عزیز دل فلفل نمکی خواهر کوثر هدی عزیز دل فل فل نمکی و خدایی که در این نزدیکی است حنا، دختری با مقنعه عبدو ی من یک نفس عمیــــــــــق بزرگترین و برترین وبلاگ دخترونه ی خاورمیانه آزاد اندیشان داستان نویس آدم باطله ها حاج آقا مسئلةٌ شیوانا غزال بنتی نمکی شجی 1 ولایت ستوده ی قلب من . . . برای خاطر آیه ها بسم ارب العشاق استادی به نام محمد رضا ترکی نرگسی ورژن 2 حرفنگستان فرهنگ زهرای همکلاسی رنگِ ردٌِ غمِ پاییز وبلاگ کلاس دومی ها عطا چوب کبریت عادله سپیده ی سحر رسی حان نگین بانو وبلاگ کلاس پروژه ی فرهنگ هستی عزیزم همکلاسی ها شاید وبلاگ کلاس کامپیوتر فرهنگ مریم آیکاس نجمه ی خودم انجمن ادبی تو فرهنگ (ادبستان ) ظهور عشق رسی . . .فقط رسی . . . .من رسی رو بیشتر دوست دارم فیل کوچولو ی فل فل نرگسی لیلا عزیزه یاسی جوو و و و و و و و و و و ون دیدی مهربون ضحی با حاله نیکی جون یلدا دوستی ذتازه وارد کتاب نیوز بروبچز روشنگری طلبه . ضد . بی پایان مهلا نوشت راحیل بهترین قالب های وبلاگ لوگو
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 85
بازدید دیروز: 102 کل بازدیدها: 30526 |
||