|
کاش که با هم باشیم
|
|
||
|
به غروب روز سیزده بدر فکر کن . . . . . پرده را کنار می زنم و به شهر نگاه می کنم . روشن روشن است . ماشین ها نقطه ای شدند و تند تند حرکت می کنند . از فردا همه مشغول کار می شوند . از فردا دیگر باید برای تعطیلی های یکی دو روزه روز شماری کرد . می دانی ولی در انتهای دلم چیزی خوش حال وول وول می خورد. خوش حالم که در اوج روز مرگی قدر تعطیلی و غیر تعطیلی را می دانم . قدر کار و بی کاری را . قدر دوستی و بی دوستی را خوب می فهمم . شاید هیچ وقت فکر نمی کردم که دلتنگ کلاس اول مدرسه ای شوم که ماه ها پیش از غریبی درونش می ترسیدم . خوش حالم که سال تحصیلی هم دارد نفس های آخرش را می کشد باید برای تابستان روزشماری کرد . تابستان زود تر بیا که دیگر طاقت دلتنگی ات را ندارم .
در دلگرفتگی این غروب کذایی چقدر یک بستنی می چسبد . . . . موضوع مطلب : خاطراتم را مشت مشت می ریزم در مغزم . امروز عصر هوای مرور کردنش را داشتم . هوای بو کردنش را . گرد و غبارش را بگیرم و بعد دوباره مثل قدیم ها رویش دست بکشم . آبی بزنم . اشکی بریزم . بارانی اش کنم . طوفانی اش کنم . خاطراتم این روز ها خیلی گردو خاکی شده اند . باید هر چند روز یک بار در مغزم را باز کنم و خاطراتم را بریزم روی فرش . بعضی هاشان خیلی شیطانند . قل می خورند زیر تخت . بعضی هاشان غمگینند و کز می کنند گوشه ی دیوار . بضی هاشان هم آسمانیند و انگار اگر نگهشان نداری می خواهند اوج بگیرند . یکی از خاطراتم قل خورده است و رفته است زیر مبل راحتی پذیراییمان . من هم با خط کشی بلند افتاده ام دنبالش و هر چه دستم را دراز می کنم نمی توانم بگیرمش. خاطره بازی چه کیفی میدهد در این تعطیلی های حوصله سربر عید . چه کیفی میدهد . شما هم امتحان کنید . به امتحانش می ارزد . کافی است در مغزتان را باز کنید و خاطراتتان را رها کنید روی گل قالی وسط اتاقتان .
یا زهرا
موضوع مطلب : خط اول تقویمم . درست اول اول دفترچه در یکم فروردین . می نویسم . دوباره سلام بهار من . دوباره سلام شکوفه های تازه متولد شده که پیراهنتان بوی نم باران می دهد . دوباره سلام هوای ابری بی ریای بهاری . دوباره سلام . خوش آمدید به صفحه ی یکم فروردین دفترچه ام . شکوفه ای را که از درخت کنده ام می گذارم لای ورق های اول و دوم و فروردین تا بهاری تر شوند . کاغذ اول و دوم فروردین که بوی بهار بگیرند همین طور تا آخر صفحه های تقویمم بوی بهار می گیرد . بوی بهار برای برادرم در چاغاله بادام و گوجه سبز و کیک تولد خلاصه می شود و برای من در بوی شکوفه و بوی سمنوی هفت سینو صدای تنبک حاجی فیروز های سر چهار راه که روسیاهی از زمستان برایشان باقی مانده . می خواهم تقویمم بوی فال حافظ لحظه ی سال تحویل را بدهد و مزه ی بوس های آبدار بر لپ های تیغ تیغی پدر . بوی بهار را دوست دارم . شاید آدم برفی پارسال هم دوست داشته باشد بویش را و هوایش را . شاید آب شدنش می ارزد به استنشاق بوی بهار . به حس کردن بوی نم باران . خلاصه در تقویمم و بوی شکوفه اش غرق شده ام . کاش تمام سال بهاری باشم . و دیگران را بهاری ببینم . دوباره سلام بهار من .
یاعلی موضوع مطلب : دیگر ننه سرما هم آخرین دانه های برفش را برایمان فرستاد . دیگر ته نم نم های اشک های خداحافظی اش است که می آید . ننه سرما عمو نوروز را بعد از یک قهر حسابی راه می دهد خانه . هفت سینش را چیده . خانه را با جارو برقی حسابی برق انداخته . پنجره ها را دستمال کشیده . و کافی است تا دکمه ی در باز کن را بزند . در را باز می کند . و عمو نوروز هم پس از ماه ها داخل خانه می شود . موهای ننه سرما را بو می کند . دست های همدیگر را می گیرند . دست های گرم عمو نوروز سردی ننه سرما را خنثی می کند . عمو نوروز کرسی را جمع می کند . کفش های سیاهش را می گذارد گوشه ی در . امشب می خواهند در آسمان کنار پای پرندگان در حال پرواز سیگارت بندازند . و بعد از ماه ها کلی با هم بخندند . امشب چهارشنبه سوریست و آن ها بعد از سیگارت ها می نشینند و با هم ماهی دودی می خورند . عمو نوروز هم تنبکش را آماده میکند . شب است و برای ننه سرما عاشقانه تنبک می زند . هوا سرد است ولی من می دانم به محض این که عمو فیروز پایش را بگذارد در خیابان آسمان هوا کم کم رو به گرمی می رود و شکوفه ها به دنیا می آیند . این شب ها شب خداحافظی عمو نوروز با ننه سرماست . ننه سرما کوله اش را جمع می کند و تا برود ولایت . و عمو نوروز هم تمام عید سر ماموریت است . امشب تنها شبیست که می توانند همدیگر را سیر نگاه کنند . این شب ها شب های خداحافظی ننه سرما از عمو نوروز است . به امید وصال دوباره شان . خدا حافظ ننه سرمای مهربان و پیر خاطره هایم . . .
موضوع مطلب : من هم نقاشم . من هم نقش های زیبایی می کشم روی کاغذ سفید . من هم رنگ می کنم احساساتم را و خیالم را . من هم بلدم که خط بزنم . با نقطه کار کنم . من نقاش خوبی هستم . کافی است رنگ کلمات را برداری و . . . رنگ سیاه داریم تا سفید غمناک هست تا شاد . کلمات رنگارنگ را هم داریم که به درد نقاشی های شاد می خورد . قلم قلم مو مانندت را هم بردای . مو ندارد . یک نوک دارد که تو با آن عشق می کنی موقع نوشتن . کاغذت می تواند صفحه ی یادداشت جدید پارسی بلاگ باشد ، می تواند صفحه ی سفید کاغذ باشد یا نه اصلا می تواند صفحه ی زندگی باشد . نگران نباش . رنگ هایت محدود نیستند . تو می توانی رنگ به رنگ . مدل به مدل . سیاه تا سفید را بپاشی روی صفحه ی زندگی ات . خودت را غرق می کنی در رنگ کلمات و بعد بازی بازی می کنی . من هم نقاشی می کنم . من هم نقاشم . بوم من شاید با تمام بوم های نقاشان دیگر فرق کند . چه فرقی می کند بوم پارچه ای یا صفحه پارسی بلاگ . نقاشی را با تمام وجود دوست دارم . نه آن نقاشی را . این نقاشی را . قلمی بدون مو . رنگ هایی نا محدود . و یک صفحه ی مجازی . زندگی قشنگ می شود با رها شدن در استخر کلمات رنگارنگ . کلمات را دوست دارم . خیلی زیاد . شاید اندازه ی خیالتم . خیالاتم و احساساتم بدون رنگ کلمات معنی نمی دهند . باید یکی باشد تا خیال های عجیب و غریب مرا روی صفحه نقش بزند . نقاشی این دفعه ام خوب است ؟ نگاهش کن . . . . .
موضوع مطلب : |
آرشیو وبلاگ
اولین نوشته ها
خرداد 1389 تیر 89 مرداد 89 شهریور 89 مهر ماه اشتباهی 1390 آن آب ( آ بان ) 1390 آذر ماه من 1390 دی و ننه سرمایش 1390 بهمن بی صدای امسال 1390 اسفند 89 آغاز ماه پایانی فروردین تنبلی هایش فروردین 90 ماه بهشتی اردیبهشت 90 خرداد 90 تیر 90 مرداد 90 شهریور 90 مهر 90 آبان 90 آذر 90 دی 90 بهمن 90 اسفند 90 فروردین 91 اردیبهشت 91 آخرین مطالب
پیوندها
تسنیم دخملی بارا نی
خاطرات دکتر بالتازار نقل و نبات قیچی جان جان جان بی یار اقلیم احساس MaJnOoN 00 شاپرک های تب زده کانون فرهنگی شهدا هم اسم فلفل نمکی . . . فاطمه سادات سامع سوم عاری فا (عقش من) موج اف ام آنــــــــابنا عمه ساقی دکتر علی حاجی ستوده پلاک 40 سمیرای عزیزم فولی عزیز دل فلفل نمکی خواهر کوثر هدی عزیز دل فل فل نمکی و خدایی که در این نزدیکی است حنا، دختری با مقنعه عبدو ی من یک نفس عمیــــــــــق بزرگترین و برترین وبلاگ دخترونه ی خاورمیانه آزاد اندیشان داستان نویس آدم باطله ها حاج آقا مسئلةٌ شیوانا غزال بنتی نمکی شجی 1 ولایت ستوده ی قلب من . . . برای خاطر آیه ها بسم ارب العشاق استادی به نام محمد رضا ترکی نرگسی ورژن 2 حرفنگستان فرهنگ زهرای همکلاسی رنگِ ردٌِ غمِ پاییز وبلاگ کلاس دومی ها عطا چوب کبریت عادله سپیده ی سحر رسی حان نگین بانو وبلاگ کلاس پروژه ی فرهنگ هستی عزیزم همکلاسی ها شاید وبلاگ کلاس کامپیوتر فرهنگ مریم آیکاس نجمه ی خودم انجمن ادبی تو فرهنگ (ادبستان ) ظهور عشق رسی . . .فقط رسی . . . .من رسی رو بیشتر دوست دارم فیل کوچولو ی فل فل نرگسی لیلا عزیزه یاسی جوو و و و و و و و و و و ون دیدی مهربون ضحی با حاله نیکی جون یلدا دوستی ذتازه وارد کتاب نیوز بروبچز روشنگری طلبه . ضد . بی پایان مهلا نوشت راحیل بهترین قالب های وبلاگ لوگو
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 87
بازدید دیروز: 102 کل بازدیدها: 30528 |
||